تبليغاتX
صبح بخیر - تکدی حیات . . .

صبح بخیر

سه پسر بچه حدود 10 سال هراسان از آپارتمانی بیرون دویدند.در دست هر کدام چند جفت کفش مستعمل.نگاه در نگاهشان گره خورد ،ترس در چشمانشان هویدا بود.فقط چند ثانیه طول کشید تا به خود آمده و متواری شدند.

ولی آن نگاهها و بخصوص وحشت درونشان هرگز فراموش نمی شود.

 

قربانیان کوچکی که به هر دلیل ،امروز مشغول دزدی هستند ولی خیلی زود،شاید کمتر از یک دهه ،این قربانیان کوچک امروز،خطرات و معضلات بزرگ جامعه ی فردا میشوند و خودبه دنبال گرفتن قربانی . . .

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 0:10  توسط کتایون   |