وقتي بين تو و دلبسته هات فاصله مكاني وجود داره، همه چي يك شكل ديگه است.وقتي مي شنوي "دختر عمو ازدواج كرد""پسر دايي بچه دار شد""نوه عمه دانشگاه قبول شد" لبخندي گوشه ي لبت مي شينه ... ته ته دلت غنج ميزنه ... شادی برای كساني كه فقط براي خودت مفهوم دارند...
وقتي اين فاصله مكاني وجود داره، زماني كه وابسته اي ازت از دنيا ميره، ته دلت غم مي شينه ... نمي توني براي از دست دادنش سوگواري كني ... فقط سكوت ميكني ... براي اطرافيانت مفهوم و معنا نداره ... يك عنوان كه حالا ديگه نيست ...
اينجور موقع ها فقط لعنت مي فرستي به غربت ... به دوري ... اونوقت با تمام وجودت غريبي را حس مي كني...
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان ۱۳۸۸ساعت 17:47  توسط کتایون