هيچ وقت درس خواندن كار مورد علاقه ام نبوده است بخصوص درسهاي حفظ كردني.هميشه با بخاطر سپردن مطلبي كه دو روز بعد از ياد خواهد رفت، مشكل داشته ام.درس هايي مثل جغرافيا كه مثلن فلان استان فلان محصول را دارد.بهمان استان، بهمان را.كه در نهايت تنها چيزي كه در ذهنم ماند اينست كه شمال چاي و برنج و گندم دارد و جنوب خرما!يا تاريخ كه در يك پاراگراف چند اسم نامانوس همراه تاريخ هاي جورواجور كه فقط تا جلسه امتحان ممكن است در ذهن بماند.
ديشب از دخترم، براي امتحان امروز تاريخ مدني مي پرسيدم.بماند كه با چه مصيبتي مدني تمام شد. درسي كه دركش براي يك بچه 10 ساله محال است و تنها چاره حفظ كردن كلمه به كلمه آنست.
نوبت تاريخ كه شد از شهرزاد پرسيدم:"حضرت .... در كجا به دنيا آمدند؟"
شهرزاد:"چه ميدونم! لابد تو بيمارستان ديگه!"
من:"حضرت امام ... موقع هجرت از عربستان به عراق چه فرمودند؟"
شهرزاد:"گفتند من دارم ميرم كوفه!"
خداوند به من صبر عنايت فرمايند.امشب نوبت جغرافياست...![]()
