گاهي وقتها توهمات اينقدر تكرار ميشن كه ملكه ي ذهن ميشوند و واي به روزي كه رفتارها از اين باور نشأت بگيرن!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۸۹ساعت 9:1  توسط کتایون
|
نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی... به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند... لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.