ايميلي داشتم از مريم
"حرص نخورید. ناراحتی را نبلعید. همانطور که از خوردن غذای مانده و فاسد پرهیز میکنید از جذب کردن و بلعیدن حرفهای مفت و مزخرف پرهیز کنید. نگذارید حرفهایی که به نظر خودتان صحیح نمیآید و چرند است، ذهنتان را خراب کند و باعث شود که دچار تهوع فکری شوید.
اگر دلخورید بیان کنید. اگر میترسید ترستان را به زبان بیاورید.اگر عصبانی هستید عصبانیتتان را نشان دهید. گریه دارید؟ گریه کنید. مفاهیمی مثل خویشتنداری و سکوت و بردباری را بگذارید کنار. اینها ارزشهایی ست که حکومتهای دیکتاتوری تبلیغ میکنند که بتوانند فرد را از همان آغاز، در خانواده سرکوب کنند و یک مشت آدم ترس خورده تحویل جامعه بدهند. ناراحتیها را باید ابراز کرد و گرنه بعدها می شود کابوس. می شود تیک عصبی. تنگینفس. خارشِتن. می شود دسیسهچینی و بهانهجویی. ناخن و لب جویدن و تند تند پاها را تکان دادن."
براي اينكه دوست ندارم تيك عصبي، تنگي نفس و بقيه ي مخلفاتش را بگيرم، ميخواستم بگم كه بر خلاف جناب انيشتين، من معتقدم كه دو چيزي كه درجهان پاياني ندارد،يكيش حماقت انسانهاست و دوميش رذالت آنها.