صبح بخیر

از قديم گفتن كه يك سوزن به خودت بزن بعد جوال دوز بدست راه بيفت خدمت مردم برس!

حالا وقتشه كه بگم  كه از چه موردي توي خودم خوشم نمياد.

اوليش اينه كه ابتدا حرف ميزنم و بعد فكر ميكنم ايني كه گفتم آخه حرف بود كه زدم؟

دوميش اينه كه نميتونم به اطرافيان نه بگم.به خودم و خانواده فشار ميارم ولي نه نميگم.

در نت هم اينكه حرف و انتظار سايرين برام خيلي مهمه و سعي ميكنم  به حرفشون گوش كنم را دوست ندارم.خيلي وقتها واقعا آزار دهنده است كه مدام خودم را سانسور ميكنم كه نكنه به كسي بربخوره.نصحيت نكنين.خودم ميدونم بايد حساسيتم را كم كنم.

آخيش تموم شد!البته ميتونم سيصد مورد را ليست كنم كه با خودم مشكل دارم ولي عدالت را رعايت كردم.سه تا جوال دوز توي پست قبل زدم،سه تا سوزن اينجا.از شما چه پنهان كه اين سوزن دردش خيلي بيشتر از يك دنيا جوال دوز زدنه!

شما چه چيزي را توي خودتون دوست ندارين؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 9:55  توسط کتایون   |